الشيخ أبو الفتوح الرازي
29
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
و فرّاء گفت و ديگر نحويان كه : بدم كذبا ، به نصب ( 1 ) روا باشد ( 2 ) در نحو جز كه نخواندهاند و نصب او بر مصدرى ( 3 ) باشد محذوف الفعل ، كانّه قال : بدم كذبوا فيه كذبا ، و روا بود كه نصب او بر تمييز ( 4 ) بود ، و براى آن دروغ گفت آن را كه آن ، خون ( 5 ) يوسف نبود خون بزغاله بود . يعقوب - عليه السّلام - پيرهن ( 6 ) به دست گرفت و گفت : چه حليم گرگى بود ( 7 ) كه يوسف را بدريد ( 8 ) و پيرهنش ( 9 ) نيازرد ( 10 ) و ندريد ( 11 ) ! ايشان فرو - ماندند . گفتند ( 12 ) : لا ، بل قتله اللَّصوص ، بل دزدان او را بكشتند . گفت : اى سبحان اللَّه ! دزدان او را بكشتند و پيرهن او ( 13 ) رها كردند و حاجت ايشان به پيرهن ( 14 ) بود نه به كشتن او ! و گفتهاند در پيرهن ( 15 ) يوسف سه آيت بود : يكى اين روز كه بياوردند خونالود و يعقوب از آن جا بدانست كه دروغ مىگويند . دوم آن جا كه زليخا در او آويخت و پيرهن ( 16 ) او بدريد از پس ( 17 ) و سهام ( 18 ) آن روز كه بياوردند و بر روى ( 19 ) يعقوب فگندند ( 20 ) او بينا شد ، آنگه پيرهن ( 21 ) بستد و بر سر و چشم نهاد و ببوييد ( 22 ) و نعرهاى بزد و بيوفتاد ( 23 ) و هوش از او برفت . روز ديگر ( 24 ) كه با چرهگاه ( 25 ) رفتند گفتند : ديدى كه پدر ما را چگونه ( 26 ) خجل و دروغزن كرد ( 27 ) ؟ تدبير آن است كه برويم و يوسف را از ( 28 ) چاه بر آريم و پاره پاره كنيم و استخانهاى ( 29 ) او با پيش ( 30 ) پدر بريم تا قول ما راست شود .
--> ( 1 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : نصب . ( 2 ) . قم : بود . ( 3 ) . آج ، لب : مصدر . ( 4 ) . آج ، لب : تميز . ( 5 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : كه خون . ( 16 - 15 - 14 - 9 - 6 ) . آو ، بم ، آج ، لب : پرهن . ( 7 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : بوده . ( 8 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : بدريده . ( 10 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : نيازرده : قم : نيازارد . ( 11 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : ندريده . ( 12 ) . بم : گفتن . ( 13 ) . آو ، بم ، آج ، لب : پراهنش . ( 17 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم پشت . ( 18 ) . آو ، آج ، لب : سيوم ، بم ، آب : سيم . ( 19 ) . آج ، لب : در روى . ( 20 ) . همهء نسخه بدلها : افگندند . ( 21 ) . بم : پراهن ، آز ، آب : پيراهن ، آج ، لب : پرهن . ( 22 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : ببوسيد . ( 23 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : بيفتاد . ( 24 ) . آو ، آب ، آز : روزى ديگر ، آج ، لب : روزى دگر . ( 25 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : چراگاه . ( 26 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : چون . ( 27 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : دروغزن و خجل كرد . ( 28 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم آن . ( 29 ) . همهء نسخه بدلها : استخوانهاى . ( 30 ) . آب ، بم ، آج ، لب : او پيش .